از شهر آشنایی
نانی و حرفه‌ای و نشستن به گوشه‌ای...
Thursday, August 23, 2007
ُSSA

و اما بگم از جریان SSA امروز!

SSA که تا امروز نمی‌دونستم مخفف چیه (ظاهراً مخفف Social Security Administrationه) یه دفتریه که باید بری اونجا SSN بگیری یا اینکه یه نامه بگیری که به تو SSN نمی‌دن. یکی از مدارکی که ما برای گرفتن کارت پنسیلوانیا لازم داریم همون نامه‌ست. امروز من و آندره طبق قرار قبلی قرار شد که بریم دنبال گرفتن اون نامه. صبح تو اینترنت سرچ کردیم و خوب روی گوگل یه مکانی رو دیدیم. جالب این بود که گوگل فقط مکان اونجا رو نشون می‌داد و هیچ آدرسی نمی‌نوشت. خلاصه خودمون زورکی یه آدرس براش ساختیم تا بتونیم بفهمیم با کدوم خط اتوبوس بریم. طبق چیزی که گوگل تو نقشه می‌گفت دفتر تو خیابون Crossman بود. خلاصه به کمک گوگل ترانزیت خط اتوبوس مربوط رو پیدا کردیم و عازم اونجا شدیم. ساعت ده دیقه به یازده بود که سوار اتوبوس شدیم و حدود یازده و بیست دقیقه به خیابون Crossman رسیدیم. وقتی کمی تو خیابون قدم زدیم دیدیم هیچ اثری از دفتر و شرکت و اینجور چیزا نیست. یه پیرمردی از خونه‌ش اومد بیرون. آدم خنده‌رویی بود. ازش پرسیدیم اینجا دنبال فلان جا می‌گردیم، یه خورد فکر کرد و گفت اینجا نیست. من همه‌ی آدمای ساکن این خیابون رو می‌شناسم. یه خیابونی بود که یه طرفش جنگل بود، طرف دیگش هم خونه‌های ویلایی شبیه همونایی که تو فیلم قصه‌های جزیره دیدین. کاملاً انتظار می‌رفت که اونجا نباشه. از دوستش که داشت تو کوچه قدم می‌زد پرسید که تو خیابون‌های اطراف جایی هست یا نه! اونم نمی‌دونست. خلاصه نهایتاً به برکت اینترنت موبایلم شماره‌ی اونجا رو پیدا کردیم. زنگ زدیم و آدرس رو پرسیدیم. آدرس رو در نقشه تو گوگل پیدا کردیم و فهمیدیم که کاملاً در جهت مخالف اومدیم. هنوز هم نمی‌دونم چرا گوگل با ما این کار رو کرد. اگه باور نمی‌کنین تو گوگل سرچ کنین: “ssa Pittsburgh” ببینین که جای شماره‌ی A که تو نقشه پیدا می‌کنه تو چه خیابونیه. خلاصه اینکه مجبور شدیم با همون اتوبوسی که اومده‌بودیم تمام راه رو برگردیم (به پیشنهاد گوگل‌ترانزیت) و سوار یه خط اتوبوس دیگه شیم. سوار شدیم تا رسیدیم به چند قدمی دانشگاه. ساعت شده‌بود دوازده و ربع و به گفته‌ی گوگل، اتوبوس بعدی باید دوازده و هفده دقیقه اونجا می‌رسید. ولی خبری ازش نبود. فکر کردیم حتماً اومده و رفته. تو ایستگاه منتظر موندیم تا اتوبوس بعدی همون خط برسه. اتوبوس رو سوار شدیم. ساعت شده‌بود یک ربع به یک. طبق گفته‌ی گوگل بعد از بیست و هفت دقیقه به مقصد می‌رسیدیم. نزدیک بیست و هفت دقیقه که شد به راننده گفتیم که می‌خوایم فلان ایستگاه پیاده شیم. راننده گفت که اشتباه سوار شدین! اینجا بود که سر فحش رو به گوگل کشیده بودم، ولی بعد فهمیدیم همین خط اتوبوس رو باید سوار می‌شدیم، ولی در طرف دیگه‌ی خیابون. یعنی در حقیقت برگشت همین اتوبوسی که سوارش بودیم. به راننده گفتیم خوب چی کار کنیم. گفت بشینین من دارم بر می‌گردم! خلاصه اینکه حدود ساعت دو و بیست دقیقه رسیدیم به مکان موعود. بعد از کمی پیاده‌روی تابلوشو دیدیم و خوشحال وارد شدیم. یه خانومی نشسته بود. بهش گفتم ما یه نامه‌ای می‌خوایم که نشون بده ما نمی‌تونیم SSN بگیریم. خانومه با تعجب پرسید: چی؟ دوباره توضیح دادم ولی این بار بیشتر. گفتم که ما دانشجو هستیم و تا کار نکنیم نمی‌تونیم SSN بگیریم. من یه نامه‌ای می‌خوام که ... بازم با تعجب نگاه می‌کرد تا اینکه یه آقایی از اون پشت اومد گفت که اشتباه اومدین! گفتیم مگه اینجا SSA نیست؟ گفت چرا، ولی اینجا مخفف Security Systems of America ه. ما اینجا دزدگیر و اینجور چیزا می‌فروشیم. شما باید برین Social Security Administration که تو مرکز شهره! جالب اینه که وقتی اتوبوس رو اشتباه سوار شدیم از نزدیکای همون‌جا رد شده بودیم. نتیجه‌ی کار اینکه ساعت سه و ده دقیقه گشنه رسیدیم دانشگاه!

حالا فردا قراره بریم جای جدید!

2 Comments:
Blogger حسین said...
این دو سه سطر آخر خیلی باحال بود. من از وقتی گوگل رو از زیر چترم خارج کردم، دیگه بهش اعتمادی نیست! باس مراقب باشی خیلی :دی ندیدی فیلی که رفتیم من آدرس رو پرینت نکردم!؟
خوش باشی

Blogger Siavosh said...
داشتم وب‌لاگت رو می‌خوندم. این واقعاً جالب بود. داشتم فکر می‌کردم ما سه تا هیچوقت نمی‌تونستیم تو رو اینجوری استاد کنیم;-).