از شهر آشنایی
نانی و حرفه‌ای و نشستن به گوشه‌ای...
Saturday, September 15, 2007
تطابق فرهنگی

یکی از مطالبی که در روزهای معارفه توجهمو جلب کرد، نمودار u شکل تطابق فرهنگی بود. گوینده خیلی کوتاه و مختصر در حد چند جمله گفت که همچین نموداری وجود داره. بعد از کمی گشت و گذار در اینترنت تصمیم گرفتم که خیلی کوتاه اینجا در موردش توضیح بدم.

این عکسی که می‌بینین چهار مرحله‌ی اصلی رو در تطابق فرهنگی نشون می‌ده.

در مرحله‌ی اول طرف تو حس و حال مسافرته. این طرف اون طرف رو می‌بینه، دنبال چیزای جدیده و خلاصه خوش می‌گذره بهش. در این مرحله شخص از شرایط احساس رضایت کامل می‌کنه. این مرحله ممکنه بعضی وقتا اینقد طول بکشه که اطرافیان فکر کنن که شخص به مرحله‌ی آخر نمودار رسیده. فکر‌هایی نظیر : "فکر می‌کنم در انتخابم اشتباه کردم!" یا "دیگه نمی‌دونم کی هستم!" از نشانه‌های ترک کردن مرحله‌ی اوله.

در مرحله‌ی دوم، نارضایتی‌ها و شکایت‌ها پدیدار می‌شه. در این مرحله شخص حالت مبارزه و مقابله با فرهنگ جدید به خودش می‌گیره و از خیلی چیزهای فرهنگ جدید ایراد می‌گیره. به کار بردن عبارت‌هایی مثل "آمریکایی‌های خسیس" یا "مکزیکی‌های تنبل" و ... از نشانه‌های وجود شخص در این مرحله‌س. شخص در این مرحله ممکنه به هر نحوی بخواد از محیط فرار کنه (نظیر ترک تحصیل، استفاده از مواد مخدر یا اقدام به خودکشی). کسانی که از علت انتخاب خودشون به خوبی آگاه هستن مشکل کمتری در این مرحله دارن.

در مرحله‌ی سوم، شخص تلاش می‌کنه که با مشکلاتی که براش پیش میاد با دید شوخی و خنده برخورد کنه. شدت اعتراض‌ها خیلی کم می‌شه و طرف به سمت بهبودی پیش می‌ره.

هنگامی که شخص از فرهنگ جدید لذت ببره، یعنی وارد مرحله‌ی چهارم شده. در این مرحله احساس می‌کنه که تو خونه‌ی خودشه، نگرانی‌هاش خیلی کم می‌شه و از شرایط جدید لذت می‌بره. در این مرحله اگه شخص این فرهنگ رو ترک کنه، بعداً احساس دلتنگی می‌کنه.

هنگامی که شخص مدتی در این مرحله موند، قصه دوباره از اول شروع می‌شه، یعنی اینکه یادش میاد که قبلاً تو فرهنگ قبلیش، تو خونه‌ی قبلیش شرایط متفاوت بوده. دوباره اختلافات براش پررنگ می‌شه و حالت مبارزه پیدا می‌کنه. این فراز و نشیب‌ها تا مدت‌های طولانی ادامه داره.

اگه دوس دارین تقریباً همینا رو کامل‌تر به انگلیسی بخونین اینجا رو کلیک کنین.



و اما درباره‌ی خودم: واقعاً نمی‌دونم که تو کدوم مرحله هستم. شاید تو مرحله‌ی اول، شاید تو مرحله‌ی آخر، (تقریباً همیشه علائمی از همه‌ی مرحله‌ها دارم!) ولی هر چی باشه می‌دونم که تو اون گوداله نیستم!


8 Comments:
Blogger Kian said...
Haalaa cheraa shabih-e U e?
mitoonestan began shabih-e S e yaa V, O, I, J, M, N, ... :p

Anonymous پگاه said...
چرا یو؟ راستی این یعنی یه دوره ی تسلسل؟

Anonymous پیرفرزانه said...
aadam moteassef mishe... :( :-<

Blogger امین said...
to Kian: mishe goft u, nemudare happiness bar hasbe zamane!

to PireFarzaneh: bara chi?!

Anonymous Anonymous said...
I think you are still in the honeymoon stage!;)

Blogger kazi said...
سلام امین جونم خوبی؟
به نظر من خیلی جدی نگیر این نمودار رو.چون خیلی چیزا رو توش محاسبه نکردن.مثلا ایمان آدمها خیلی موثر در مواقع تغییرات کلی و سختیهاس.همیشه شاد باشی

Anonymous Anonymous said...
vaaaay, vaaaay!
:O
motad shodi? /:)
heroin??? :-?
pishrafte tar?
:O
baghyasho dige nemigam! :O

khodkoshiiii! :O
vaaaay, vaaaay!
[-(
vaghe'an ke! :-<

Anonymous اکشن said...
سلام امین، این نمیتونه نمودار شادی بر حسب زمان باشه، چون تابعی از زمان نیست!!