از شهر آشنایی
نانی و حرفه‌ای و نشستن به گوشه‌ای...
Saturday, October 24, 2009
آتاری
یادش به خیر!

و یاد اون دسته های گوشتکوبی که هر وقت باید عمل می کردن از کار افتاد بودن هم به خیر، همونایی که معلوم نبود چطوری باید دست گرفتشون. می خوام بدونم طراح نابغه ی اون دسته ها کی بوده! تنها مزیتشون این بود که نمی شکستن!




چه لذتی داشت یه دسته "خلبانی"، مخصوصاً اگه جلوش هم دکمه داشت. این آخرین دسته ای بود که داشتم. کم نبود دسته هایی که شکستم.



و اما بریم سر بازی ها:
یه سری بازی بود که رو همه آتاری ها به طور پیش فرض قرار داشت، و شاید یکی از محبوب ترین هاشون این بازی بود؛ بین ما به اسم "هواپیماییه" ملقب بود.



اینم عکس یه سری از بازی های کم و بیش محبوب من




نمی خوام صفحه رو با تعداد زیادی عکس خیلی سنگین کنم، و بازی های محبوبم به این زودیها تموم نمی شه، اگه دلتون تنگ شده می تونین یه سری به اینجا بزنین.



3 Comments:
Anonymous Roya said...
اون بازی 'بزیه' مال آتاری بود یا کمدر یا یه چی‌ دیگه؟ میدونی‌ کدوم رو میگم؟ اونم قشنگ بود

Blogger امین said...
آره، اونو پیداش نکردم
مال آتاری بود، همون که بابام حسابی طرفدارش بود و حامد رکورددارش

Anonymous Amir said...
من اینقدر هیجانی بودم که وقتی این بازیها رو می کردم اینقدر داد می کشیدم که من رو زیاد تو بازی راه نمیدادند! به هر جهت دسته خلبانیه کلاس داشت،ماشین مسابقه اییه طرفدار.