از شهر آشنایی
نانی و حرفه‌ای و نشستن به گوشه‌ای...
Sunday, October 23, 2011
نمی دونم
روزهای عجیبیه این روزها... عین یه فیلمی که رو دور تند گذاشته باشی. یا عین ترن هوایی

از یه ور دلم برا زندگی روزمره تنگ شده، از طرف دیگه کمتر موقعی بوده که زندگی این قدر پرمزه، پررنگ و پر احساس باشه

حس عجیبیه... احتمالاً تا یه ماه دیگه همه چی تمومه
2 Comments:
Anonymous Anonymous said...
Salam,
matalebe ghashangi mizashti hamishe. delemoon vase neveshtehat tang shode.
chera up nemikoni?!!!

Blogger امین said...
لطف داری